
بهانههایی برای ماندن، خواستنیهایی برای رفتن. بهانههایی زودگذر.
خواستنیهایی همیشگی.
ماندنی کوتاه.
رفتنی ابدی...
معادلهی سادهای است.
معادلهی سادهای است.
از هر طرف که بخواهیم معادله را ساده کنیم باز هم نتیجه واضح و یکسان است.
عهد کردهاند که معادله را بر هم نزنیم.
به انسان گفتند که آیا این عهد را قبول داری؟ قالوا: بلا!
اما خیلی سخت است معادله را خواندن و نوشتن و از آن مهمتر، عمل کردن.
اما خیلی سخت است معادله را خواندن و نوشتن و از آن مهمتر، عمل کردن.
تا آنجا که آن را نبرد بزرگ گفتهاند.
نبردی بزرگ میان بهانههای زودگذر و خواستنیهایی همیشگی...
و من که میبایست پیروز این میدان باشم.
این عهدی است که از ما گرفتهاند.
ای کاش بهانهها را به کناری بگذارم. آزاد و رها.
ای کاش بهانهها را به کناری بگذارم. آزاد و رها.
به رفتنی فکر کنم ابدی.
همچو این شعر زیبا (از سیمین بهبهانی) که میگوید:
نه بستهام به کس دل
نه بستهام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها، رها، رها، من
No comments:
Post a Comment