
سیراب در سراب
میخواهم بنویسم
بنویسم
بنویسم
میخواهم
می خواهم بال بر هم زنم
آواز سر دهم
و در خلاف تندر سهمگین زمان
سر در راه گذشته ویران دهم
از من میپرسد چند سال داري؟
از و میپرسم کدام را میخواهی؟
عددی که در دفتری پاره
سالها پیش
نوزاد عشقی سهمگین گشت
یا
تعداد روزهایی که مرا تیر باران کردند؟
میگوید همسري، جفتی بر گزین
پاسخی میشنود جان داده در گلوگاه
خوف دارم
خوف دارم
که روزی نسلی از تبار من پای بر این گوی سفالین نهد
و مرا جنایتکار شهوت بنامد
خوف دارم که روزی
در تنش رعشی
در نگاهش شعله ی یابم
که سالها در انتظارش نشسته ام و
هرگز در خود نیافته ام
میگوید هنوز افکار خام نو جوانان را داری
میگویم تقصیر ندارم
مگر گذاشته اند که جوانی را بیابم
میگوید جفتی انتخاب کن
بستر بگستر تا دنیا
با هات آشتی کند
میگویم
گناه ناکامان رخت بر بسته
کم تر ست
میگوید مدارا کن
میگویم عکسم را هنوز داری؟
سر چهار راه محل
بر حجله ام بگذار
میگوید چکار میخواهی بکنی؟
میگویم هیچ
میخواهم بنویسم
بنویسم
بنویسم
حتی اگر
آنرا
نخوانی
میخواهم بنویسم
بنویسم
بنویسم
میخواهم
می خواهم بال بر هم زنم
آواز سر دهم
و در خلاف تندر سهمگین زمان
سر در راه گذشته ویران دهم
از من میپرسد چند سال داري؟
از و میپرسم کدام را میخواهی؟
عددی که در دفتری پاره
سالها پیش
نوزاد عشقی سهمگین گشت
یا
تعداد روزهایی که مرا تیر باران کردند؟
میگوید همسري، جفتی بر گزین
پاسخی میشنود جان داده در گلوگاه
خوف دارم
خوف دارم
که روزی نسلی از تبار من پای بر این گوی سفالین نهد
و مرا جنایتکار شهوت بنامد
خوف دارم که روزی
در تنش رعشی
در نگاهش شعله ی یابم
که سالها در انتظارش نشسته ام و
هرگز در خود نیافته ام
میگوید هنوز افکار خام نو جوانان را داری
میگویم تقصیر ندارم
مگر گذاشته اند که جوانی را بیابم
میگوید جفتی انتخاب کن
بستر بگستر تا دنیا
با هات آشتی کند
میگویم
گناه ناکامان رخت بر بسته
کم تر ست
میگوید مدارا کن
میگویم عکسم را هنوز داری؟
سر چهار راه محل
بر حجله ام بگذار
میگوید چکار میخواهی بکنی؟
میگویم هیچ
میخواهم بنویسم
بنویسم
بنویسم
حتی اگر
آنرا
نخوانی
No comments:
Post a Comment