Friday, May 19, 2006

on your birth day






نام تو را با دستانم می نویسم و اشک می ریزم بر روی کاغذ

اما تو را نمی بخشم که به یاد تو کاغذ من خیس شد


روزها می گذرند و هنوز صدای فاصله ها در گذر زمان جاری است

یک فرسنگ ، یک جاده ، یک شهر

باید به کدام جاده دل ببندم و به کدام سمت ؟

قطرات اشک ارام ارام در چشمانم جمع می شوند

و قطره قطره می بارند

مانند شمعی تمام وجودم از هم گسسته می شود

و از آن قطرات موجودی متولد می شود

که مانند شمعی است که خواهد سوخت

و ذره ذره وجودش از هم گسسته می شود

من و سكوت و شب ، دست به دست هم دادیم

که در مستی بمانیم و اشک را پرستش کنیم

آن قدر سکوت کردم که دیگر نایی برای فریاد زدن ندارم

سکوت صدای گام هایم را پس می دهد

با شب ، به خلوت خانه می روم

سکوت به خانه ام آمد ، سکوت گریه کرد

سکوت سرزنشم کرد

سرانجام سکوت ساکت ماند


از این تندیس تنهایی چه میخواهم ؟


تمام حرف ها توی دلم مچاله شده است

به حد انفجار رسیدم

حس می کنم تمام وجودم فرو ریخته است

از این همه تظاهر خسته شدم

اخه تا کی به زور لبخند بزنم ، به زور نفس بکشم


به زور زندگی کنم ؟


آن قدر ارزو با خود به گور بردم که دیگر جایی برای

جسمم باقی نمانده است
"HAPPY BIRTH DAY"

No comments: