Tuesday, June 27, 2006

خاطره تو روی صورتم


خسته ام
خسته از دوری ساکنان خاک....
خسته از گذر ثانیه های دلتنگی.....
از گذر ثانیه های بی تو
*****
دلم دارد گریه می کند
یک چیزی لای " دیروز " تکان می خورد
و امروز خاطره همان چیز است که انگار آرام آرام روی صورتم" سُر می خورد
وقت ماندن نیست....
ژندگی ام را خط می ژنم
نقطه سر خط .
می روم تا بهتر برگردم
می روم..............

No comments: