Wednesday, July 05, 2006

هميشه فقط تو را دوست ميدارم...!!


!!!هميشه فقط تو را دوست ميدارم
چقدر دوستت دارم!!!هيچ مي داني؟؟به اندازه تمام ذرات وجودم!!به اندازه باز كردن دو دست از دو طرف و در آغوش كشيدن تو و تو را در بغل فشردن و تند و تند بوسه زدن.!!به اندازه تمام آن اشكهايي كه از چشمانم
به پايين مي افتاد و با هر قطره اش دلم را انگار ميان آسياب مي انداختند....مي داني خيلي مي خواهمت به اندازه تمام دل نگراني هايم از نداشتن چشمها و خنده هاي بي امان تو...خوب مي دانم كه اشتباهاتي داشته ام ولي به تار مويت قسم مي خورم كه ديگر نباشد و نشود...مي خواهم قلبم را دو تكه كنم و آنرا با تو تقسيم كنم شايد هيچ اثري بر اين سرماي زمستانيمان نداشته باشد اما...براي لحظه اي مي تواني گرماي عشق واقعي مرا در دستانت حس كني پس بمان در برابرم!!!....آهاي اهالي قلبم داره مياد توي دهنم كسي نيست به دادم برسه؟؟؟من ديگر با روزگار نمي ستيزم من ديگر با تو هم سر جنگ ندارم...مي داني در ستايش تو ديريست به ديوانگي مشهورم...راستي اگه هيچ وقت نمي فهميدم عاشقت شدم چي مي شد؟؟؟شايد اونجوري هميشه پيشم مي موندي و من در عين ندانستنم خوشبخت بودم...!مي دانم باور نمي كني ...ولي نمي دانم چرا تو..!چرا تو را شايسته چنين عشقي يافتم...!!مي دانيد درون مرداب گذشته ام فرو رفته ام و هر چه تلاش هم ميكنم بيشتر فرو مي روم...و به پايان مي رسم...يادت هست اول آشناييمان ميگفتي رسيدن پايان همه چيز است؟؟من نمي دانم آيا رسيده ام كه اينگونه پايان يافته ام و در اين مرداب فرو مي روم؟؟؟آهاي اهالي ...بايد ماند و پوسيد..؟؟ يا رفت و رسيد و تمام شد...!!...واما كلامي با تو ((عزيزدل))اين را بدان كه دوستت داشتم ....و دوستت دارم....و دوستت خواهم داشت...و بي آنكه بخواهم دوستم بداري مي پرستمت..!كاش عشق مرام نداشت و من تنها نمي شدم!!

No comments: