
پدر
کاش این دنیای ما اینقدر کوچک نبود. کاش
این انسان بیچاره اینقدر عاجز و ناتوان نبود
کاش حصار زمان و مکان اینقدر ما را در
این دنیای کوچک حبس نکرده بود. کاش آزادتر بودم
هر شب تو را در خواب می بینم، پدر
هر شب تو را می بینم که دوباره بازگشته ای
آغوش گرمت را دوباره به من می بخشی و غمها را از چهره ام می زدایی
و هر صبح، وقتی واقعیت به من
هجوم می آورد وقتی خودم را بی تو می یابم، چقدر احساس عجز می کنم
No comments:
Post a Comment