Friday, August 03, 2007

این که من...


این که من
...


حكايت باران بي قرار است

اين كه من دوستت مي دارم

حكايت باريدن بر خزه ها و خيزاب ها

به بیراهه و راهها تاختن

بي تاب... بي قرار

دريايي جستن و به سنگ چين باغ بسته دمي سر نهادن

و تو را به ياد آوردن...

حكايت باران بي قرار است

اين
كه
من
دوستت
مي دارم

No comments: