Tuesday, August 12, 2008

بعضی چیزا دوست داشتنی نیست
عادت کردنیه
عین مزه‌ی تلخ قهوه
‌ که هزار بارم که بخوری نمی‌تونی مزه‌شو دوست داشته باشی
‌چون تلخه
تلخی هم دوست داشتنی نیست
ولی عادت می‌کنی
تلخ نمی‌بینیش شاید دیگه
داشتم می‌گفتم
که پس چیزی که دوست داشتنی نیست
و نباید ریخت دور
‌میشه عادت کرد بهش
تحملش کرد
عین مزه‌ی تلخ قهوه
به خاطر بوش
به خاطر فقط بوی قهوه‌ش
بوی قهوه‌ی تلخ ِ تلخ ِ تلخ
''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
دلتنگی من تمام نمی‌شود
همين که فکر کنم
من و تو دو نفريم
دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو
**************************************
هر آدمی یه قدی بزرگه
یه قد خاصی که بیشتر ازون نمی‌تونه کش بیاد و بزرگ‌تر بشه
آدما وقتی همدیگه رو دوست دارن،‌همو محدود می‌کنن،‌ می‌گیرنش تو چنگشون، ‌برای خودشون،‌ همه‌ت رو می‌خوان،‌ همه‌ی همه‌ت، ‌عین سایه میافتن روی همه‌ت و تاریکت می‌کنن،‌ که یهویی نبیندت یکی دیگه و بخوادت تو رو برای خودش
هر آدمی یه قدی بزرگه، ‌به اندازه‌ی خودشم فقط می‌تونه سایه بندازه، ‌نور مستقیم می‌تابه با یه زاویه‌ی مشخص، ‌اندازه‌ی سایه عوض نمیشه هیچوقت پس
من اگه از تو بزرگتر باشم، ‌سایه‌ی تو همه‌ی منو نمی‌تونه بپوشونه،‌ یه گوشه‌هاییم توی نوره،‌ که می‌بینه و دیده میشه، ‌که دلش یه سایه می‌خواد که بیاد روشو بپوشونه و تاریک کنه
من از تو بزرگترم،‌ دوست داشتنت قد همه‌ی من نیست، ‌من قد همه‌م دوست داشتن می‌خوام، ‌من برای همه‌م سایه می‌خوام،‌ تو یا باید اونقدر بزرگ باشی که سایه‌ی همه‌م بشی، ‌یا اگه نیستی باید چنگتو باز کنی که سایه‌های جدیدم بیاد بعضی وقتا کنارم، که نسوزم زیر آفتاب
تو بدجنسی،‌ نمی‌ذاری سایه‌ی جدید بیارم،‌ چنگتو بستی؛ من دلم دوست داشتن زیاد می‌خواد، ‌قد همه‌م،‌ من غمگین میشم
من تنهامه
تو طولانی میشی،‌ تو خوشحالی
بازی اینه، ‌بازی برای من قشنگ نیست،‌ می‌خوام فرار کنم ازش، برم یه جای
دور
دوستت داشتم،‌ خدافظ عزیزم
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
دلتنگی من تمام نمی‌شود
همين که فکر کنم
من و تو دو نفريم
دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو
****************************************************************
دلم بغل کردن میخواد
گوشه‌ی اتاق
با نور کم
با یه سری دوست که دور هم باشیم
خیلیم دوست باشیم
یه جایی مثلاً تو کرج یا شمال یا خونه‌های بالای درکه یا حتی بهشت زهرا

1 comment:

Anonymous said...

دل به حسرت یاد یار



چشم به حسرت دیدار یار



گوش به حسرت ترنم نوای یار



کلام به حسرت نام یار



دست به حسرت نوازش یار



همه حسرت در لمس یار دارم



به یادواره او کنم تکرار



هر چه دارم ، باری ... از یاد یار


Thanks lovely "Storme"