.خوب که فکر میکنم ، زندگی من از کودکی به هم وصل کردن تکه پاره های زندگیم بوده
کنار کنج اتاقم در این سرزمین سرد خارج، معبدی دارم که به دیوار اتاقم آویزان است و
من تکه پاره های زندگیم را به آن آویزان کرده ام
دیوار اتاق مقدس است. معبد من مقدس است
تکه پاره ها همه مقدسند
صدایی در سرم میگوید شاید باید بروم
دلم تنگ شده، و از دست پنکه های سقفی خسته ام
غمگین تر آنکه تنهایی را به اندازه دیوار های کودکیم دوست می دارم
هر چه باشد، قلعه دور است. جزیره خالی ست
و من از سرمای زمستان متنفرم
2 comments:
There is something
Color of despair
Scent of sorrow
That accompanies you
For eternity
And that something
gnaws your soul
Disfigures your body
Darkens your sight
For eternity
And that something is
Love.
A Friend in Need is a Friend InDeed
OR
A Friend in Need is a Friend InDear
OR
A Friend in Need is a Friend InDeep
OR
A Friend in Need is a Friend InDebt
OR
A Friend in Need is a Friend InEden
Post a Comment