Wednesday, September 16, 2009

پیله

چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی

چه کسی می داند در پی یافتن روزنه ای در فردایی

پیله ات را بگشا تو به اندازه یک دنیایی !!.

********

من خستهام، تو خستهای آیا شبیه من ؟

یک دل شکستهی تنها شبیه من

حتی خودم شنیدهام از این کلاغها

در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من

امروز دل نبند به مردم که میشود

اینگونه روزگار تو ـ فردا ـ شبیه من

ای همقفس بخوان که زِ سوز تو روشن است

خواهی گذشت روزی از اینجا شبیه من

از لحن شعرهای تو معلوم میشود

مانند مردم است دلت یا شبیه من

من زندهام به شایعهها اعتنا نکن

در شهر کشتهاند کسی را شبیه من

1 comment:

Fariba said...

چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی

چه کسی می داند در پی یافتن روزنه ای در فردایی

پیله ات را بگشا تو به اندازه یک دنیایی !!.

********

من خستهام، تو خستهای آیا شبیه من ؟

یک دل شکستهی تنها شبیه من

حتی خودم شنیدهام از این کلاغها

در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من

امروز دل نبند به مردم که میشود

اینگونه روزگار تو ـ فردا ـ شبیه من

ای همقفس بخوان که زِ سوز تو روشن است

خواهی گذشت روزی از اینجا شبیه من

از لحن شعرهای تو معلوم میشود

مانند مردم است دلت یا شبیه من

من زندهام به شایعهها اعتنا نکن

در شهر کشتهاند کسی را شبیه من!!