Friday, September 25, 2009

عابر شب

در میان کوچه ای خاموش، میکشد پا در میان برگهای زرد پائیزی


مرد خسته مرد بی روح ، عابر شب

میکشد پا بادلی پر خون ، سرد و بی کس ، عابر شب

میرود تنهای تنها


میرود غمگین و رسوا


میرود تا بر نگردد، عابر شب

شهر سکوت ، خانه سکوت ، کوچه سکوت ، مرد سکوت ، عشق سکوت....


ناله بلند ، درد بلند ، مرگ بلند ، وزوزهء باد بلند ، ره عابر بلند

ای سیاهی


ای شب سرد، بپذیرید ، عابر شب

مرد خسته مرد بی روح ................عابر شب

No comments: