Tuesday, August 19, 2008

مزرعه‌مون ....


ما هر روز با هم دعوا میکردیم
همدیگه رو دوست داشتیم
دعوا کردنامون رو هم دوست داشتیم
هر روز با هم قهر میکردیم
هر روز برای همیشه با هم قهر میکردیم
هر روز با هم آشتی میکردیم
خوب بودهیجان داشت
واقعاً دعوا میکردیم ٬ واقعاً قهر میکردیم ٬ و واقعاً آشتی میکردیم
هر روز با هم دوباره دوست میشدیم
هر روز دوباره همدیگه رو دوست میداشتیم
تا یه روز یه بارتو یکی از این دعوا ها
که درست مثل همه‌ی دعواهای قبلی بود
که با هم برای همیشه قهر کردیم
دیگه آشتی نکردیم
قهرکردنمون تا همیشه طول کشید
قصه‌ی ما تموم شد
حیف شد
ولی تموم ش

No comments: