Friday, May 11, 2007

هميشه فاصله ای هست...

هميشه فاصله ای هست...
-
چرا گرفته دلت
مثل آن­كه تنهايي
چقدر هم تنها
خيال مي­كنم دچار آن رگ پنهان رنگ­ها هستي
- دچار يعني؟ -
عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهي كوچك، دچار آبي درياي بي­كران باشد
- چه فكر نازك غمناكي
- و غم، تبسم پوشيده نگاه گياه است
و غم، اشاره­ي محوي به رد وحدت اشياست
- خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه­ي آن­هاست
- نه، وصل ممكن نيست،
هميشه فاصله­اي هست
دچار بايد بود
گرنه زمزمه حيات ميان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق صداي فاصله­هاست

No comments: