هميشه فاصله ای هست...
-
چرا گرفته دلت
مثل آنكه تنهايي
چقدر هم تنها
خيال ميكنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
- دچار يعني؟ -
عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهي كوچك، دچار آبي درياي بيكران باشد
- چه فكر نازك غمناكي
- و غم، تبسم پوشيده نگاه گياه است
و غم، اشارهي محوي به رد وحدت اشياست
- خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانهي آنهاست
- نه، وصل ممكن نيست،
هميشه فاصلهاي هست
دچار بايد بود
گرنه زمزمه حيات ميان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق صداي فاصلههاست
No comments:
Post a Comment